تو از هر در که بازآیی بدین خوبی و زیبایی//دری باشد که از رحمت به روی خلق بگشایی
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 3:50
یک پنجره برای دیدنیک پنجره برای شنیدنیک پنجره که مثل حلقه ی چاهیدر انتهای خود به قلب زمین میرسدو باز می شودبسوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگیک پنجره که دستهای کوچک تنهایی رااز بخشش شبانه عطر ستاره های کریمسرشار می کندو می شود از آنجا خورشید رابه غربت گل های شمعدانی مهمان کردیک پنجره برای من کافیست.
رمضان_ماه_خوب_خدا
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 3:50
یک پنجره برای دیدنیک پنجره برای شنیدنیک پنجره که مثل حلقه ی چاهیدر انتهای خود به قلب زمین میرسدو باز می شودبسوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگیک پنجره که دستهای کوچک تنهایی رااز بخشش شبانه عطر ستاره های کریمسرشار می کندو می شود از آنجا خورشید رابه غربت گل های شمعدانی مهمان کردیک پنجره برای من کافیست.
Be careful
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 3:50
یک پنجره برای دیدنیک پنجره برای شنیدنیک پنجره که مثل حلقه ی چاهیدر انتهای خود به قلب زمین میرسدو باز می شودبسوی وسعت این مهربانی مکرر آبی رنگیک پنجره که دستهای کوچک تنهایی رااز بخشش شبانه عطر ستاره های کریمسرشار می کندو می شود از آنجا خورشید رابه غربت گل های شمعدانی مهمان کردیک پنجره برای من کافیست.
تو خداوند منی
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 3:50
در بر چشمه ی نور در کنار خورشیدبر فراز افلاک لا به لای گل سرخزیر امواج کبود وقت بشکفتن گل هادر ورق تازه ی گلدر نسیم خوش روز در دل تیره ی شببا دلی پر از امیددر دل تیره ی شب با دلی پر از امیدعطر خوش بوی گلیمن تورا میجویم من تورا میخواهمبه تو سوگند که جز تو نبود یار مرا... #میلاد_درخشانی برچسبها: شعر,
Million years ago
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:55
I only wanted to have funLea ing to fly lea ing runI let my heart decide the wayWhen I was youngDeep down I must have always knownThat this would be in inevitableTo ea my strives after the payAnd bare my soulI know I'm not the only oneWho regrets the things they've doneSometimes I just feel its only...
عجیب حس میکنم بد و خوبم...
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:55
دیوانه ام دیوانه ای که سرگردان است... این دیوانگی با من عجین است دوستش دارم...دیوانگی محض است... اما دیوانه ها عاقل ترند به گمانم... دیوانه ای که این روزها با من است را جوری میسازم که در نهایت،این پشیمانی عاقلانه بودن ها را دود کند و با خود ببرد...
حال من دست خودم نیست
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:55
یه چیزایی کاملا به زندگی امیدوارت میکنه و یه چیزایی کاملا از زندگی ناامیدت میکنه و هر روز من بین این دوتاست وای از آدمای این دو دسته وااای...
آفتاب سوزان
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:55
من از این هوا وحشت دارم! این هوای تمیز و شفاف خیلی آزار دهنده ست، بدم میاد از هوای برفی، از هوای بعد از بارون و سنگ فرش های نم زده متنفرم، این ها خطرناکن، درست مثل یه دست لباس نو که هنوز مارکش رو نکندی، یا یه عطر تازه که هنوز به خودت نزدی، به نظرت این ها ترسناک نیستن؟ با وجود این ها آدم همش دوست دار...
تنهاترین ها
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:54
داشتم با خودم فکر می کردم اینهایی که برای سفر بی بازگشت به مریخ ثبت نام کرده اند دنیایشان چه شکلی ست؟! اصلا چطور می شود یک آدم هیچ وابستگی و دلبستگی به این دنیا نداشته باشد که داوطلب بشود برای یک راه بی بازگشت؟! با خودم گفتم شاید یکی شان تمام خانواده اش بخاطر زلزله از دنیا رفته اند. یا مثلا فقط آن ی...
تفاوت انسان ها
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:54
1- آنهایی که وقتی هستند،هستند وقتی كه نیستند هم نیستند.حضور عمده آدمها مبتنی بر فیزیک است.تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست كه قابل فهم میشوند بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند. 2- آنانی كه وقتی هستند،نیستند وقتی كه نیستند هم نیستند «مردگانی متحرك در جهان»، خود فروختگانی كه هویتشان را به ازای چیزی ف...
صبح ها پر از امیدند
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:54
برای اینکه خوب باشه حالت صبح رو با داشته هات شروع کن تمام روز رو وقت بگذار و زندگی کن شب موقع خواب بهت حق میدم که بری توو فکر نداشته هات اما بهت حق نمیدم که فکر کنی هیچوقت قراره نداشته باشیشون تمام شب رو وقت داری تا خواب داشتنِ نداشته هات رو ببیني صبح چشمت رو که باز کردی به داشته هات سلام کن به نداش...
positive
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:54
Anyone can find the dirt in someone, Be the one that finds the Gold
با ما به از این باش...
-
تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:54
هیچ کس از تنها موندن خوشش نمی آد. اما به محض این که به هم نزدیک می شیم، همه ی چیزهایی که یه روزی قند توی دلمون آب می کرد می شه یه چیزی که دیگه بودنش فرقی نمی کنه و نبودنش مثل گم کردن یه کلید، یه کتاب، یا یه چیزیه که باید باشه. #امیرحسین_یزدان +خوب باشیم... شما هیچوقت حس کامل یه آدم رو تو اون لحظه نم...
آدم های کاغذی
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 5:59
بعضي آدمها كتبىاند. آدمهاى كاغذ و قلم. اهل تكست و وب و نوشتن، آدمهاى كلمه. اينها نوشتن را به حرف زدن ترجيح ميدهند، اينها آدمها را از لاى كلماتشان بيشتر ميفهمند و ميشناسند انگار نه اينكه بيشتر لزوماً، بهتر شايد. روبهروى آدمهاى نوشتارى كه بنشينيد، حرف كمى براى گفتن دارند، مگر اينكه آنقدر حس نزديك بودن...
از حال ما اگر که بپرسی...
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 5:59
شادم از عمری که زخمم، منّت مرهم نبُرد گفت هرکس: «حال و روزت چیست؟» گفتم: «عالی ام!» بارها افتادم اما باز هم برخاستم سختجانم کرد -خوشبختانه- بداقبالی ام #سجاد_رشیدی_پور +باز هم امتحان...باز هم پنج شنبه.... اصلا ناف امتحان های این ترم را با پنج شنبه ها بریده اند... چرا انقدر دیوانه ام؟! حالا بازم باید...
پریشان حالی...
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 22:47
خیلی حواس پرت و بی دقت شدم خیلی هم تنبل شدم...امروز هنوز درس نخوندم...وای بر تو...shame on U اصلا این درس رو باید قورت داد و منم که بی حوصله... همش دوست داشتم درس هامون محاسباتی مفهومی بود از حفظی متنفرم... تحقیق سه هفته پیشم هنوز تموم نشده...فردا یک کوییز داریم و بازم همچنان نخوندم :| خیلی تو زمان ...
مولانا
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 22:47
راز نهان دار و خمش ور خموشی تلخ بود آنچه جگر سوزه بود باز جگر سازه شود
بعضی دردها آدم کش است
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 22:46
توی کشوی میز کارش همیشه شکلات داشت، نگران هیکلش نبود، نگران جوش زدن صورتش يا قضاوت مردم. پنج سال با هم همکار بودیم، بلند می خندید و خنده هایش شیرین بود، راحت تقاضا می كرد و زود می جوشيد. هر وقت دلش مي خواست بغلت می گرفت و می بوسيد. كتاب كه قرض می گرفت به موقع پس می داد، لا به لای ورق هايش كارت پستال...
اتوبوس
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 22:46
مردي ست چهل و پنج ساله، آرام و موقر. نگاهش پر است از حرفهاى نگفته. از دو سال عاشقى مى گويد و يك قهر يك شبه : "تا يك هفته از هم بى خبر بوديم تا اينكه احساس كردم يك دنيا حرف عاشقانه در گلويم گير كرده ، تلفن را برداشتم و قرارى تازه گذاشتيم. درست سرچهارراه .از دور كه مى امد خنديدم و اوهم خنديد....كه يكب...
کویر رویای دریا توسرش نیست،کویر تا آخر قصه کویره
-
تاریخ: 1395/8/16 ساعت: 22:46
چون زخود رستی همه برهان شدی// چون که گفتی بندهام سلطان شدی مولانا