خرید بک لینک
ترس

انصافا چیز قشنگی نیست ولی گاهی لازم می شود.

مثلا اینکه من رشته ای که دوست داشتم را میخوانم یک خوش شانسی ست حتی مهم نیست که دیگران آن را دوست ندارند.ولی اینکه الان برای حفظش تلاش نمیکنم به یک ترس عظیم نیاز دارد...

اینجا ترس به درد میخورد

ولی گاهی باید شجاع بود.گذاشت و رفت...از خود غیر واقعی ات دور شد و به همان بی نقابی غمگین برگردی...بهتر می شود چون از حصار آن همه ظواهر راحت می شوی...راحت تصمیم میگیری راحت اشک میریزی و راحت تر میخندی...

بخند ولی عمیق...

بگذار و بگذر...

راه روشن های آینده...تو را میخواند...

برچسب: خسته ام از دنیا,خسته ام از زندگی,خسته ام از این کویر,خسته ام از خودم,خسته ام از آرزوها آرزوهای شعاری,خسته ام از این دنیا,خسته ام از تو ساسان, نویسنده: آریا مرادی تاريخ: يکشنبه 9 آبان 1395 ساعت: 13:47

صفحه بندی