من چونان اناری خشک شده؛ بر درخت! بهار؛ شکوفه کردم، پاییز؛ به بار نشستم، زمستان رسید؛ و همچنان بر سر شاخه... نه از پس رسیدنم، افتادم.. نه دستی به چیندم تا این بالا رسید.. و نه حتی گنجشککی به این میانه راه یافت.. میدانم؛ زمستان هم میگذرد و می پوسم؛ به همین سادگی.