خودم رو آماده کرده بودم که تند تند تایپ کنم.بگم از این محرم...
از اینکه دلم میخواد درکم بیشتر باشه تا...
از اینکه هیج سالی به تکیه یا مسجد محل یا جایی نرفتم...
از اینکه فقط تاسوعا و عاشورا میدیدم تو میدون شهر جمع میشدن و ظهرعاشورا صحرا محشر میشد...
تو اون بچگی هم یه حسی من رو وادار میکرد تو اوج سرما مدام به ساعت نگاه کنم تا ببینم بابا کی میخواد ما رو ببره میدون شهر...
اون پارچه سبز ها که میبستم به سرم یا دور مچم و خیلی حس قشنگی داشتم ولی الان حرمت این پارچه سبز و اون نماد آرامش بخش رو ازم گرفتن...
هر موقع میخوان هر جا رنگی رو انتخاب کنن و از کنار سبز به راحتی میگذرن میشکنم...
دلم همون بچگی رو میخواد همون بی تابی برای گهواره سبز پوش...
همون تاب دادن خواهرم توی اون گهواره...
همه اون شب هایی که از بچگی فقط دو روز و شب بودن برای من...
همه اون صداهایی که از مسجد محله با سوز دل میومد نه...
دلم برای نذری های ظهر عاشورا های بچگی تنگ شده که با خمیر دور دیگ ها بازی میکردم...
بچه بودم شاید نمیفهمیدم کجا باید کمک بدم ولی تا بابا کارش تموم میشد و از در خونه میزد بیرون میفهمیدم داره میره سر میدون...سریع با شال و کلاه کردن میدویدم دنبالش...
شاید همه اون روز ها گذشته...
تو نگاه هیچ کدوممون پشیمونی نیست از اشتباهاتمون...از شمر زمان خودمون بودن....
دیگه تو نگاه سینه زن ها حیا نیست تا سریع چشم بپوشن...
دیگه هیچ مسجدی با اون سوز بچگی هام نمیخونه...
شاید برای همینه که بزرگ شدم و پام رو به میدون شهر نمیذارم...
برای همین هست که شاید از تلوزیون فقط و فقط دلم میخواد میدون زنجان رو ببینم...
شاید من اشتباهی ام.شاید من زیادی بدم.شاید همه این ها برعکس باشه.
الان که مینویسم هم هنوز پر هستم از گلایه
ولی با این ها دلم برای اون موقع ها تنگ شده...
#محرم
#پاییز_دل_خون
برچسب: سال تا سال پالت,سال تا سال,سال تا سال گروه پالت,سال تا سال پالت دانلود,سال تا سال پالت متن,سال تا سال پالت آپارات,سال تا سال از پالت,آهنگ سال تا سال پالت,دانلود سال تا سال,آهنگ سال تا سال گروه پالت,
نویسنده: آریا مرادی